خواستگاری علی از دختر ابو جهل و ازدواج عمر با ام کلثوم
1388 بازدید
تاریخ ارائه : 1/14/2014 3:53:00 PM
موضوع: ادیان و مذاهب

یکی از مطالبی که در مورد حضرت علی علیه السلام مطرح می نمایند این است که  حضرت علی ع از دختر ابوجهل خواستگاری کرد؛ این خواستگاری سبب ناراحتی پیامبر و فاطمه س شد و حضرت فرمود: « دختر من، پاره تن من است. هر كه او را پريشان كند، مرا پريشان كرده و هر كه او را بيازارد، مرا آزرده است» این افسانه در منابع غیر شیعه به صورت گسترده آمده است آیه الله سید علی میلانی حفظه الله این روایات را در کتابی به نام «خواستگاری ساختگی» آورده و نقد نموده است که ما فشرده ای از نقد ایشان را با کمی اضافات تحت سه شماره می آوریم و در پایان تحلیلی را نیز ارائه می کنیم.

1-    این گزارش ها را گر چه کسانی مثل بخاری، مسلم ، ترمذی ، ابو داوود، ابن ماجه، ، احمد بن حنبل و... در کتب خود آورده اند و جمع زیادی از دوست داران زمامداران پس از پیامبر خدا ص احادیث این کتابها را صحیح می دانند اما این مطالب از کسانی گزارش شده است که علمای رجال غیر شیعه به ضعف و بغض اهل بیت و دروغ سازی، آنها را متهم نموده اند مثلا کسانی چون «عبدالله بن زبیر» و «عروة بن زبیر» که از دشمنان اهل بیت هستند و یا «زُهری» که از دشمنان اهل بیت است و علیه اهل بیت حدیث جعل می کند و از عمر سعد قاتل امام حسین ع که سرور جوانان اهل بهشت است حدیث نقل می نماید یعنی «زهری» قاتل امام حسین ع را عادل و ثقه می داند! زهری از حامیان بنی امیه بود و امام سجاد او را نصیحت نمود. «ابن ابی مُلَیکَه» راوی دیگراین افسانه است او قاضی و اذان گوی عبدالله بن زبیر (دشمن اهل بیت) بود و یا گزارش گر دیگر به نام«مِسوَرِ بن مَخرمَه» که از ملازمان ابن زبیر بود و هنگامی که نام معاویه را بر زبان جاری می کرد صلوات می فرستاد و با خوارج که دشمن علی ع بودند رفت و آمد داشت. سخن چنین افرادی منافق علیه اهل بیت ع ناشی از دشمنی است. مسلم نیشابوری صاحب صحیح مشهور و النسائي و الترمذي و أحمد به طرق متعدد از پیامبر آورده اند که فرمود: ای علی «لا يُحِبُك الّا مُؤمن و لا يُبغِضُك الا مُنافق» یعنی ای علی به غیر از افراد مومن کسی تو را دوست ندارد و به جز منافق دشمن تو نیست. بر همین اساس اصحاب حضرت منافقان را با دشمنی با علی شناسایی می کردند. گزارش گران افسانه فوق نیز همه در صف دشمنان علی هستند پس قابل اعتماد نیستند.

بعضی از این گزارشگرها که از پیامبر خدا ص جریان خواستگاری را نقل نموده اند در زمان پیامبر از مادر متولد نشده بودند مثلا «عامر شعبی» شش سال پس از مرگ عمر به دنیا آمد (19 سال پس از رحلت پیامبر خدا) چگونه از پیامبر ص چنین چیزی را شنیده است ؟! و اگر کسی برای او نقل نموده آن شخص کیست؟ و بعضی دیگر مثل «مسور بن مخرمه» در سال دوم هجری متولد شده و هنگام رحلت پیامبر خدا هشت ساله بوده است چگونه می توان به گزارش یک بچه نابالغ اعتماد نمود! وقتی سخن از ایمان علی علیه السلام می شود میگویند او یازده ساله بود و ایمان او ( فردی مثل علی!) ارزش ندارد ولی هنگامی که یچه ای هشت ساله علیه علی سخن بگوید مورد قبول قرار می گیرد!

2-    این احادیث به لحاظ متن و محتوا نیز با یکدیگر ناسازگار است در بعضی گفته می شود در این جریان علی ع پیامبر ص را مطلع نمود و با رسول خدا در این مورد مشورت نمود و پیامبر اعلام نارضایتی نمود و در بعضی گفته شده بستگان دختر نزد پیامبر آمدند و این مطلب را گفتند و در یعضی فاطمه علیها سلام نزد پیامبر رفته و ناراحتی خود را اعلام و حتی به پیامبر سخنی نا مناسب گفته است که شما دفاع از ما نمی کنید. در بعضی پیامبر خدا نا رضایتی خود را به علی اظهار می کند و در بعضی حضرت روی منبر و در جلسه ای عمومی این جریان را می گوید که : دختر من با دختر دشمن خدا نباید نزد یک مرد یا در یک جا زندگی کنند این نا سازگاری های متن این گزارش ها نیز ساختگی بودن جریان خواستگاری را آشکار می نماید.

3-    علاوه بر ضعف سند و ناسازگاری متن ناسازگاری های دیگری هم وجود دارد که شارحین این حدیث نیز در آن وامانده اند مثلا «مسور بن مخرمه» که مهمترین گزارشگر آن است پس از واقعه کربلا و ورود امام سجاد به مدینه وهنگام درخواست شمشیر پیامبر خدا از امام سجاد این سخن را گفته که همه در ربط آن در مانده شده اند! علاوه بر آن در اسلام یک مرد تا چهار همسر دائم می تواند داشته یاشد مگر این کار علی خلاف شرع بوده است که رسول خدا ص و دخترش زهرا س چنین ناراحت شوند ! پیامبر فرمود: انا مدینة العلم و علیّ بابها» من شهر علم هستم و علی درب آین شهر است اگر این کار بر علی حرام بوده است چگونه درب شهر علم پیامبر این حکم را نمی دانسته است!! محبوب ترین شخص نزد پیامبر خدا علی ع بود چرا پیامبر خدا ص این نارضایتی خود را روی منبر مطرح کرد و شخصیت علی را کوبید؟!! در حالی که شیوه پیامبر خدا چنین رفتاری نبود. در شرع اسلام حق طلاق با مرد است چرا پیامبر علی را تهدید نمود که اگر چنین کنی دختر خود را طلاق می گیرم این سخن با مبانی اسلام و دینی که پیامبر خدا آورده سازگار نیست در حالی که پیامبر خدا دستورات دین را اوّل خود عمل می نمود و سئوال های دیگر..

بر اساس مبانی شیعه فاطمه زهرا علیها سلام معصوم است و آیه تطهیر در مورد او نازل شده است پس مانند دیگر زنان نیست که غیرت زنانگی را بر حکم خدا مقدم نمایند پس چرا غضب کرد؟!

ابوجهل و دختر او از مشرکین بودند ابوجهل در جنگ بدر در حال شرک کشته شد و دختر او تا سال هشتم هجری مشرک بود و در فتح مکه برای حفظ جان خود اظهار اسلام نمود دختر ابو جهل پس از فتح مکه وقتی بلال اذان می گفت گفت: خوب است پدرم زنده نیست صدای این مرد(بلال) را بشنود و هنگامی که اشهد ان محمّدا رسول الله را شنید با صدای بلند گفت نماز می خوانیم اما کسانی که محبوب های ما را کشتند دوست نداریم ( یعنی پیامبر را دوست ندارم) و گفت: آنچه بر محمّد نازل می شود بر پدر من(ابوجهل) هم نازل میشد ! (امتاع الاسماع ج1 ص396 عنوان اذان بلال و الکامل ابن اثیر ج2 ص254 جریان فتح مکه، و المغازی ج2 ص846 شأن غزوه فتح ) این سخنان نشان می دهد اسلام او منافقانه بوده است. چگونه می توان باور کرد که علی ع، اول مومن به اسلام، آن کافره را خواستگاری نموده باشد؟! ضمنا اگر در فتح مکه از او خواستگاری نمود فاطمه دختر پیامبر در مدینه بود چگونه از علی نزد پدرش شکایت کرد؟ و چرا پیامبر در مدینه (نه مکه) روی منبر از این جریان سخن گفت ؟! و اگر خواستگاری پس از فتح مکه  بود «عتاب بن اسید» که از جانب پیامبرص بر مکه حاکم شده بود با دختر ابوجهل ازدواج نموده و زنی شوهر دار به حساب می آمد. و خواستگاری از زن شوهر دار معنی ندارد.   

با توجه به این پرسشها این خواستگاری قابل پذیرش نیست اما چه انگیزه سبب شده چنین داستانی ساخته و در منابع روایی پیروان و دوستداران شیخین بیاید؟"

ازدواج عمر با ام کلثوم

از جمله اموری که پیروان زمامداران بر آن اصرار دارند و برای اثبات این که بین اهل بیت پیامبر خدا و زمامداران اختلافی نبوده است و آنها با یکدیگر رفتار محبت آمیز داشته اند می گویند اگر عمر قاتل فاطمه دختر پیامبر بوده است پس چرا حضرت علی ع دختر خود را به ازدواج عمر در آورد؟ در این زمینه آیه الله میلانی کتابی با نام «ازدواج ام کلثوم با عمر» در 150 صفحه تألیف نموده و روایات آن را بررسی نموده اند که فشرده ای از آن را با اضافاتی می آوریم.

گفته اند عمر ام کلثوم را در حالی که نابالغ بود خواستگاری و ازدواج نمود و ثمره آن یک پسر به نام زید و یک دختر به نام رقیه بود. در نقلی  علی ع فرمود: او کوچک است و عمر گفت: به خدا سوگند! هدف تو اين نيست؛ ولى من مى‏دانم كه هدف تو چيست! پس علی ع دختر خود را آراسته نمود و پارچه ای را تا نموده به دست دخترش داد و او را نزد عمر فرستاد که اگر پارچه را پسندیدی آن را بگیر و گرنه آن را باز گردان ، ام کلثوم هنگامی که باز گشت گفت: او به جز من به چیز دیگری نگاه نکرد. و در نقلی علی ع با عقیل و عباس و حسن مشورت کرد عقیل بر این کار اصرار داشت و سخن نامناسبی زد .على به عبّاس گفت: به خدا سوگند! اين سخن او از روى نصيحت و خيرخواهى نبود، بلكه تازيانه عمر او را به آن چه مى‏بينى واداشته است!... و در نقل دیگر آورده اند که عمر بازوی دختر را گرفت و دختر دست خود را کشید و در نقل دولابی عمر ام کلثوم را به خود چسبانید و در نقل خطیب بغدادی عمر وقتی ام کلثوم را دید برخاست ساق پای او را لخت کرد و دست به ساق پای او.. ! ام کلثوم گفت: اگر امیر المومنین نبودی چشمت را کور می کردم و در نقلی گفت: دماغت را می شکستم و.. !! و باز گفته اند ام کلثوم و پسرش زید هر دو از دنیا رفتند و آنها را در یک تابوت قرار دادند و با هم بر آنها نماز خوانده شد و امام حسن و امام حسین نیز حضور داشتند نماز را عبدالله بن عمر خواند و در نقلی سعید بن عاص بر آنها نماز خواند و در نقلی سعد ابی وقاص!!  

گفته اند بعد از مرگ عمر ام کلثوم با عون و محمد و عبدالله فرزندان جعفر بن ابی طالب ازدواج نمودند و این دو در جنگ شوشتر کشته شدند

1-    این گزارش ها به لحاظ سند مشکل دارد بعضی واسطه ها حذف شده است و نمی توان واسطه را شناسایی نمود و بعضی از راویان ذکر شده نیز مثل ابی مُلَیکَه و ابن جُریح، علی بن رباح (نماینده معاویه) عُقبة بن عامر جُهَنی قاتل عمار یاسر در صفین ، و زبیر بن بَکّار و سفیان بن عُیَینَه و وکیع بن جرّاح و...هستند که به دشمنی با اهل بیت مشهور هستند و دروغ گویی آنها را عالمانی از غیر شیعه اعلام نموده اند پذیرش سخن از دشمن علی ع بر علیه علی ع عاقلانه نیست ضمن این که دشمنی آنها نشان از نفاق است و منافق عادل نیست.

2-    متن این گزارش ها چنان که قبلا اشاره شد نا سازگار است بالاخره علی ع موافق این ازدواج بود یا مخالف؟ چگونه است از یک طرف مخالفت می کند از طرف دیگر دخترش را آراسته نموده نزد عمر می فرستد! آیا شأن اهل بیت و دختر فاطمه علیها سلام این است که خواستگار نزد او آید و یا او نزد خواستگار رود؟! چگونه است که ازبعضی گزارش ها تهدید آشکار است؟ گاهی شخصا علی ع را تهدید می کند و گاهی عقیل را و گاهی عباس عموی پیامبر را که این نکاح باید صورت گیرد! آیا ازدواج اجباری صحیح است یا نه؟ و آیا ازدواج اجباری دلیل دوستی دو خانواده است؟

در این گزارش ها آمده عمر به او نگاه کرد ، یا بازوی اورا گرفت یا او را به خود چسبانید یا لباس را از ساق پای او کنار زد و آن را لمس کرد آیا این کارها جایز بود یا حرام؟ آیا شایسته مدعی جانشینی پیامبر بود؟ اگر واقعا این گزارش ها پذیرفته شود آیا طرفداران عُمر خجالت نمی کشند!

آیا ام کلثوم فرزند دار شد یا نه؟ فقط عقدی خوانده شد و محرمیت ایجاد شد؟ ام کلثوم پس از مرگ عمر با چه کسانی ازدواج نمود؟ این گزارش ها می گوید بعد از مرگ عمر با محمد و عون پسران جعفر بن ابی طالب از اسماء بنت عمیس ازدواج کرد در حالی که این دو برادر در جنگ شوشتر(قبل از مرگ عمر) کشته شدند و بعضی گفته اند عون در جنگ شوشتر کشته شد و جنگ شوشتر در زمان حکومت عمر (قبل از مرگ عمر)  واقع شد! بالاخره ام کلثوم در آن زمان همسر عمر بود یا عون بن جعفر ؟! در مورد نماز بر جنازه ام کلثوم و پسرش سه نفر مختلف به عنوان امام جماعت نام برده شده بالاخره چه کسی بر آنها نماز خواند؟ و از همه جالب تر این که مرگ این ام کلثوم و نماز بر او طبق این گزارش ها در زمان حکومت معاویه رخ داده است و امام حسن و امام حسین نیز در نماز حاضر بوده اند در حالی که ام کلثوم خواهر امام حسین در واقعه کربلا زنده بوده است و سخنانی از او به ثبت رسیده است!

این امور سبب شده است که علمای شیعه چندان به این گزارش ها توجه نکنند و واقعیت امر را به خداوند واگذار نمایند لذا یر اساس آنچه که در روایات اهل بیت آمده مثل کلام امام صادق ع در مورد ازدواج ام کلثوم:«اين ناموسى است كه از ما غصب شده است» و روایت دیگر حضرت که می رساند علی راضی نبود و عمر تهدید نمود در پی این تهدیدها این ازدواج صورت گرفت. گفته اند نهایت چیزی که بتوان پذیرفت این است که با اجبار و تهدید عمر،عقد اتفاق افتاده اما قبل از زفاف عمر مُرد لذا در روایتی هست که پس از مرگ عمر حضرت دست دخترش را گرفت و به خانه خود آورد.   

تحلیل این دو جریان     

از جمله سخنانی که پیامبر خدا در مورد فاطمه فرموده است «إن الله لیغضب لغضب فاطمه و یرضی لرضاها » (کنز العمال متقی هندی ج 12 حدیث 34237 و مشابه های آن،34238 ،34239 ،34240 ،34241 ) و همچنین از رسول خدا وارد شده که : «فاطمه سیده نساء العالمین »، «سیده نساء اهل الجنه »، سیده نساء الامه ، سیده نساء المومنین و تعابیر دیگری که از حضرت رسیده است و همچنین جریان ازدواج فاطمه که به اذن خدا بود و رفتار پیامبر خدا با فاطمه علیها سلام و...

چنین شخصی پس از رسول خدا هنگامی که حق علی ع غصب می شود از علی ع حمایت می کند و حاکم وقت فدک را از او می گیرد او را از ارث پدرش محروم می کنند و .. اما او در برابر باند حاکم مقاومت می کند در مسجد النبی سخنرانی می کند و هنگامی که برای بیعت اجباری به خانه او هجوم می برند او خود به پشت درب می آید تا از او حیا نمایند اما عوامل حاکم درب خانه او را آتش می زنند و دری نیم سوخته را بر پهلوی او می زنند فرزندش سقط می شود و از این جراحت و لطمات پس از مدتی از دنیا می رود. سرور زنان اهل بهشت که چنین جفایی را از گروه حاکم دیده است وصیت می کند شبانه دفن شود تا حاکمان بر او نماز نگذارند و قبرش مخفی باشد تا سندی بر این جنایت باشد. هر کسی که به مدینه برود قبر تمام همسران پیامبر مشخص است، قبر دایه پیامبر معلوم است، قبر بستگان حضرت معلوم است، اما قبر تنها دخترش مشخص نیست و در کتاب های تاریخی نیز روز وفات او و مکان دفن او نامعلوم است فقط همه می گویند او شبانه دفن شد!

هجوم به خانه فاطمه به دستور ابوبکر بود و فرمانده مهاجمین عُمر بود گر چه خشونت عُمر سبب شده بود کسی نتواند آشکارا بر این کار عُمر خرده گیری نماید اما او فردی سیاستمدار بود و خود می دانست چه کرده است و مردم چه دیدی در مورد او دارند آنها می دانستند که غضب فاطمه غضب رسول خدا و غضب خداست پس باید فکری می کرد تا آنچه ریخته شده است را باز گرداند این بود که با اصرار و تهدید اقدام به ازدواج با دختر فاطمه کرد تا وانمود نماید من هم محبت فاطمه را در دل دارم و علت ازدواج خود را روی منبر یا غیر آن اعلام نمود و گفت از پیامبر شنیدم فرمود:

 «كلّ سبب و نسب منقطع يوم القيامة إلّاسببي ونسبي»  «هر نسب و خويشاوندى، در روز رستاخيز گسستنى است، مگر نسب و خويشاوندى من...». یعنی مقصود او نکاح نبوده است در ظاهر این سخن پیامبر خدا سبب اصرار او بر این ازدواج بوده اما سیاستمداران مقصد اصلی خود را آشکار نمی کنند پس در تحلیل سیاسی سرپوش گذاشتن بر «مورد غضب فاطمه بودن در افکار عمومی» علت اصلی این ازدواج بود لذا دوست داران خلیفه نیز هنوز برای سرپوش گذاشتن بر شهادت زهرا س و پنهان نمودن قاتل به ازدواج عمر با ام کلثوم استناد می کنند و می گویند چگونه ممکن است علی ع دختر خود را به همسری قاتل همسر خود در آورد پس نزاعی در کار نبوده است. ولی این فقط یک استبعاد است در پرونده های جنایی نیز چنین است سعی می کنند صحنه جرم را پاک کنند یا رفتار و علائمی گمراه کننده قرار دهند تا اگر قتل هم مسلم شد قاتل شناسایی نشود. ولی این پرونده باز است و هر محقق و حق طلبی که حاضر به تحمل زحمت باشد می تواند قاتل دختر رسول خدا را شناسایی نماید افسانه بودن آن را رد نماید.  ازدواج اجباری نزد آزادی خواهان خود جرمی دیگر است.

چند سال قبل یک روحانی حنفی در سیستان و بلو چستان گفت : شهادت فاطمه افسانه ای است که شیعیان ساخته اند در پاسخ او چند نفر قلم بر دست گرفتند و پاسخ او را به این گونه دادند که شهادت فاطمه از لابلای کتاب های غیر شیعه نیز قابل اثبات است آیه الله سبحانی در کتابی با نام «یاس در آتش» بیش از 30 سند از منابع غیر شیعه برای شهادت زهرا علیها سلام آورد و بعضی اسناد زیادتری آوردند لذا اهل تحقیق می توانند به کتابهای: «یاس در آتش»، جعفر سبحانی و «اسناد شهادت حضرت زهراء علیهاالسلام»، خیرالله مردانی و «شهادت مادرم فاطمه افسانه نیست»،جمعی از نویسندگان و «گزارش لحظه به لحظه از شهادت حضرت زهراء» ، محمد رضا انصاری و «یورش به خانه وحی»، گروه معارف و تحقیقات اسلامی، مراجعه و آدرس ها را پی گیری نمایند

 یکی از اقرار های سر بسته سخن ابوبکر هنگام مرگ است که گفت: « وُددتُ إنّی لم أکشف بیتَ فاطمه و ترکتُه و إن اغلق علی الحرب» یعنی دوست داشتم در خانه فاطمه را نمی گشودم هر چند به عنوان جنگ بسته شده بود بیش از نوزده کتاب از کتابهای اهل تسنن این مطلب را نوشته اند.( البته این سخن از ابوبکر توبه به حساب نمی آید اگر توبه کرده بود عمر را به جای خود نصب نمیکرد) و یا بخاری می نویسد:فَوَجَدت فاطمه علی ابیِ بکر فی ذلک ، فهجرته فلم تُکلمه حتی تُوُفِیَت ... یعنی فاطمه بر ابوبکر خشمگین شد با او قهر کرد و تا زنده بود با او سخن نگفت. این مطلب در منابع فراوانی آمده است. ابن عبد ربه اندلسی از عالمان طرفدار عمر در العقد الفرید ج4 ص87 تحقیق خلیل شرف الدین به نقل از «یاس در آتش»ماجرای سقیفه بنی ساعده را مطرح و در ذیل عنوان «آنان که از بیعت ابو بکر سرپیچی کردند» می گوید آنها : علی ،عباس، زبیر،سعدبن عباده بودند تا این که می گوید: عمر با مشعلی آتشین آمد تا خانه را بر آنها آتش بزند. هجوم به خانه فاطمه به فرماندهی عمر را می توانید در کتاب های غیر شیعه مثل : ابن قتیبه، الامامه والسیاسه ص12-13 چاپ مکتبة التجاریةالکبری –مصر و تاریخ طبری ،ج2/ 443، بیروت و ابن عبد البر در الاستیعاب،ج3/975 تحقیق علی محمد بجاوی،چاپ قاهره و سیوطی در مسند فاطمه ، ص 36 چاپ موسسه الکتب الثقافیه ،بیروت و کنز العمال ج5/ 651 شماره 14138  و منابعی دیگر ببینید جریان هجوم به خانه فاطمه را بسیاری از اهل تسنن می دانند اما دوستی آنها نسبت به زمامداران سبب نادیده گرفتن آن شده است. شاعر مصری به نام محمد حافظ ابراهیم در قصیده «عُمریه» خود این مطلب را آورده است و به تهدید عمر نسبت به آتش زدن خانه زهرا افتخار می کند می گوید: و قولة لعلی قالها عمرُ     أکرم بسامعها أعظم بملقیها    حرقت دارک لاأُبقی علیک بها    إن لم تبایع و بنت المصطفی فیها ... یعنی گفتار عمر که علی را مخاطب قرار داد شنونده اش را گرامی دار و گوینده اش را بزرگ شمار. اگر بیعت نکنی خانه ات را آتش می زنم و در آن کسی بر جای نمی گذارم هر چند دختر پیامبر خدا در آن باشد!!

طبق نقل امینی روزنامه های مصر و نشریات این قصیده را در سراسر جهان نشر دادند

در جریان هجوم به خانه  زهرا، دختر رسول خدا به فرزندی که نام او را محسن گذاشته بودند باردار بود این فرزند به شهادت رسید. «نظّام» از مخالفان سر سخت شیعه است در کتاب «الوافی بالوفیات» ج 6/17 از قول نظام می نویسد: روز بیعت عمر ، ضربتی به شکم فاطمه کوفت به گونه ای که محسن را سقط نمود. شبیه همین جمله را ذهبی از ابن ابی دارم در « میزان الاعتدال» ج1/139 شماره ترجمه 552 آورده است و مسعودی در اثبات الوصیه  ص142 و شهرستانی در الملل و النحل ج1/57 ،بیروت آورده  و... این اقرار ها از جانب دوست داران زمامداران پس از پیامبر خدا بهترین سند است زیرا مسلم دوستی آنها سبب کتمان بسیاری از مطالب شده است چنان که این دوستی سبب شده بسیاری از نویسندگان مطلب را مسکوت بگذارند به هر صورت ازدواج اجباری با ام کلثوم خود جرمی دیگر است و و به فرض انجام نمی تواند جرم کشتن فاطمه س را از چهره خلیفه پاک نماید.

برای پوشاندن این حادثه چند کار انجام شد 1- شخص عمر اقدام به ازدواج اجباری نمود تا به محبت خود نسبت به زهرا، تظاهر نماید 2- دوستداران او جریان ازدواج را آب و تاب دادند و پی در پی از آن سخن می گویند 3- جریان ازدواج با دختر ابوجهل ساخته شد تا غضب فاطمه علیها سلام را از زمامداران به سمت و سوی علی ع سوق دهند چنان که الان نیر همین گونه است هر گاه قدرتمندان بخواهند یک حادثه ای مورد توجه قرار نگیرد شایعه یا حادثه ای را می سازند تا توجه مردم به سمت دیگری برود.

سر نخ این گونه احادیث به اعلامیه های معاویه باز می گردد هنگامی که او پس از صلح بر کشور اسلامی مسلط شد بخش نامه هایی را برای کار گزاران خود صادر نمود 1- اگر ثابت شد کسی از دوستداران علی است نام او را از فهرست کارمندان حذف و حقوق او را قطع نمایید 2- گوش و بینی کسانی که به دوستی خاندان علی تظاهر می کنند ببرید و خانه های آنان را ویران کنید 3- شهادت شیعیان علی را نپذیرید 4- به کسانی که فضایل و مناقب برای عثمان نقل کنند احترام گذارید و پاداش بدهید  این دستور سبب شد دروغ های زیاد و رسوایی جعل شود که خود معاویه هم ناراحت شد 5- این بود که نوشت: از نقل فضایل عثمان خود داری کنید و به نقل فضایل دو خلیفه اول و دوم بپردازید و اگر محدثی در باره ابو تراب فضیلتی نقل کند فورا شبیه آن را برای دیگر یاران پیامبر بسازید و منتشر کنید این کار برای کوبیدن شیعیان علی موثر تر است. (جعفر سبحانی ،فروغ ولایت ،ص33-35 به نقل از شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدیدِ سُنی )

 ممکن است کسی بگوید این سخن درست نیست لذا چند مورد از نتایج بخش نامه های معاویه و پاسخ امام جواد ع را فشرده بیان می کنیم

یحیی بن اکثم در مجلسی که مأمون و جمع زیادی حضور داشتند نظر امام جواد در  باره بعضی از این حدیث ها را جویا شد یحیی گفت : روایت شده جبرییل نزد پیامبر آمد گفت :خدا سلام می رساند و می گوید من از ابوبکر راضی هستم از او بپرس که آیا او هم از من راضی است؟ امام جواد ع:این روایت با کتاب خدا سازگار نیست زیرا می فرماید: ما انسان را آفریدیم و می دانیم در دلش چه می گذرد و از رگ گردن به او نزدیکتریم. » سوره ق 16 ) آیا خشنودی و نا خشنودی ابوبکر بر خدا پوشیده بوده است تا از پیامبر بپرسد؟ این عقلا محال است.

 یحیی گفت: روایت شده ابوبکر و عمر در زمین ، مانند جبرییل در آسمان هستند» حضرت فرمود: جبرییل و میکاییل دو فرشته مقرب الهی هستند و هرگز گناهی نکرده اند ولی ابوبکر و عمر مشرک بودند هر چند بعد مسلمان شدند پس محال است خدا آن دو را به جبرییل و میکاییل تشبیه کند.

یحیی گفت روایت شده که: ابوبکر و عمر دو سرور پیران اهل بهشتند نظر شما چیست؟ امام فرمود: محال است زیرا بهشتیان همه جوان هستند پیری در بین آنها یافت نمی شود تا این دو سرور آنها باشند این روایت را بنی امیه در برابر حسن و حسین دو سرور جوانان اهل بهشت هستند جعل نموده اند ...

... یحیی روایت شده پیامبر فرمود: اگر عذاب نازل می شد کسی جز عمر از آن نجات نمی یافت » حضرت فرمود محال است زیرا خداوند به پیامبر فرموده است « ما دام که تو در میان آنان هستی خداوند آنان را عذاب نمی کند و نیز مادام که استغفار می کنند خدا عذابشان نمی کند (انفال 33 ) » پس تا پیامبر بین مردم است و تا مردم استغفار بکنند عذاب نمی شوند. ( به نقل از سیره پیشوایان ص 551-555 عنوان حدیث سازان رسوا می شوند )

در جریان خواستگاری علی از دختر ابوجهل و آب و تاب دادن به ازدواج ام کلثوم منطبق با سیاست و بخش نامه پنجم معاویه است. در پایان می گوییم بر اساس قرا ن گرامی ترین مردم با تقواترین آنها هستند و تقوا با پیروی از فرمان های الهی و اهمیت به آن حاصل می شود پست ها و فرمانروایی ها سبب بزرگی نیست. پیروی از اهل بیت سفارش رسول خداست و محبت اهل بیت در قران بر هر مسلمانی واجب شده است و محبت به گفتار و زبان نیست با عمل محقق می شود خداوند در آبه 31 آل عمران می فرماید : بگو: «اگر خدا را دوست مى‏داريد، از من پيروى كنيد! تا خدا (نيز) شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشد و خدا آمرزنده مهربان است.» اگر دقت در آیه شود محبت پیروی به دنبال دارد. از خدا بترسیم، و حق طلب باشیم.    

   سید عباس طباطبایی فر