نماز و وضوی پیامبر اعظم «صلی الله علیه و علی آله و اصحابه الاخیار»
586 بازدید
تاریخ ارائه : 1/14/2014 11:05:00 AM
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

سوال: مسلمین در وضو و اذان و نماز و ... اختلاف دارند به یقین فقط یکی از این موارد حق و باقی باطل و بر اساس دین نیست از کجا بدانیم عمل ما درست و بر اساس دین است؟ یک جوان ایرانی گفت: ما فارس هستیم و سنیان عرب چگونه ممکن است ما آیه وضو در قران را بهتر از آنها بفهمیم و وضوی ما درست باشد؟

پاسخ: اختلاف در وضو به عرب و عجم ربط ندارد زیرا جمع زیادی از شیعیان در شرق عربستان ، کویت ، بحرین ، امارات ، لبنان ، عراق ، سوریه ، یمن و اردن و... موجودند. با این که همه عرب زبان هستند ولی مانند شیعیان در ایران وضو می گیرند بلکه این اختلاف و بسیاری از موارد مشابه آن، به جریان فکری آنان باز می گردد. یک جریان (شیعه) که دوازده امام معصوم نیز مروج آن بوده اند این است که همه مسلمین باید بر اساس فرمان خدا و رسول عمل نمایند و حلال و حرام خدا و رسول تا قیامت باقی است. جریان دوم که حاکمان پس از پیامبر مروج آن هستند در مواردی نظرهای خود را نیز قانون مسلمین قرار می داد که مواردی مخالف قران و عمل پیامبر خدا بوده است در حالی که : خداوند در سوره آل عمران آیه 31 می فرماید: ای پیامبر (به مردم) بگو:  «اگر خدا را دوست مى‏دارید، از من پیروى کنید! تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشد و خدا آمرزنده مهربان است.» بر اساس این آیه شریفه، هر مسلمانی باید تلاش نماید که از فرمان خدا و رسول پیروی نماید.  این پیروی است که سبب می شود خداوند نیز این گونه انسانها را دوست بدارد و از خطا هایشان بگذرد.

وضوء : یکی از مسائلی که مسلمین در آن اختلاف نظرِ علمی و عملی دارند، مسئله وضو است خداوند در آیه شش از سوره مائده، وضو را بیان نموده است. بر اساس این آیه، سر و پاها باید مسح شود، ممکن است ما، در فهم آیه دچار خطا شویم ولی هرگز پیامبر خدا که آیه بر او نازل شده، خطا نمی کند. او پیام آور خدا و معصوم است، پس همه باید از وضوی پیامبر پیروی کنیم. جبرئیل از جانب خداوند وضو و نماز را به پیامبرص آموزش داده بود و حضرت به علی  ع  و خدیجه و تازه مسلمانها یاد داد و به همین گونه هر قوم و قبیله ای مسلمان می شد این احکام به او یاد داده می شد. پیامبر خدا مخفیانه وضو نمی گرفت که کسی وضوی حضرت را نبیند، پیامبر خدا با مردم بود، وضو می گرفت و مردم هنگام وضو جمع می شدند هم وضو می آموختند و هم خود را به آب وضوی پیامبر متبرک می کردند تا پیامبر خدا زنده بود. هیچ اختلافی در وضو بین مسلمین نبود. حضرت پاها را مسح می کرد(سنن دارقطنی،ج1، ص202 ) و از بالا به پایین دست می کشید و سه بار نمی شست،  بعد از رحلت حضرت نیز تا سال بیست و نُه هجری اختلافی نبود(متقی هندی از سنیان در کنز العمال ج9 حدیث 26890 ) می نویسد:در سال سی، برای اولین مرتبه سومین حاکم  پس از پیامبر نزدیک مسجد پیامبر(ص) در محلی که به آن مقاعد می گفتند می نشست وضو می گرفت و در وضو هر یک از اعضای شستن را سه مرتبه می شست و پاهایش را نیز به جای مسح می شُست و می گفت من دیدم پیامبر اینگونه وضو گرفت! یک بار در بین جمعی وضو گرفت و گفت دیدم پیامبر چنین وضو می گیرد سپس یکی یکی از افراد تآیید گرفت و در پایان گفت: الحمدلله که با من در این وضو موافقت کردید ( سنن دارقطنی،ج1 ص85 ح9 ؛ و متقی هندی،کنز العمال ج9، ح26883 ) او حاکم بود تاییدش کردند ولی اگر پیامبر چنین وضو گرفته بود چرا تا آن زمان دیگران نمی دانستند و چرا خدا را ستایش نمود که کسانی وضوی او را (نه وضوی نبی را) پذیرفته اند! و پی در پی این کار را ادامه داد عده ای از بزرگان (مانند : امام علی ، حسن و حسین علیهم السلام و ابن عباس، انس بن مالک، حذیفه، رفاعه بن رافع و... ) با او مخالفت نمودند و عده ای به ناچار یا به طرفداری از او تبعیت نمودند و در زمان بنی امیه نیز این شیوه وضو ترویج شد. و برای پذیرش مردم، این وضو به پیامبر خدا نسبت داده شد لذا در منابع حدیث غیر شیعه ضمن این که شستن پاها (با گزارش های سوال بر انگیز و ناسازگار) آمده مسح پاها هم گزارش شده است. پس مسح پاها پیروی از قران و عمل پیامبر و مورد اتفاق مسلمین است و شستن پاها در عصر پیامبر خدا نبود. برای اطلاع بیشتر به کتاب «وضوی پیامبر اعظم ص» فارسی در 200 صفحه، نوشته احمد علی طاهری، نشر بوستان کتاب، و «وضوء النبی» عربی، نوشته علی شهرستانی، بیش از پانصد صفحه مراجعه نمایید در این دو کتاب گزارش ها و روایات مختلف شیعه و سنی مورد بررسی قرار گرفته است.

پس از گذشت یک قرن از رحلت پیامبر خدا ص که همه مسلمانها هنگام وضو و شستن، دست ها را از بالا به پایین می شستند کسانی بی توجه به وضوی پیامبراعظم در آیه اجتهاد نموده و شستن دستها را از پایین به بالا مطرح نمودند . در این مقطع نیز کسانی می آمدند نزد امام باقر ع و می گفتند پیامبر خدا چگونه وضو می گرفت حضرت آب وضو خواست و صورت را شست و دستها را از بالا به پایین شست و سر و پاها را مسح نمود و فرمود این وضوی پیامبر بود.( کافی ج3 باب صفت وضو ح 1 ، 2 ، 4 و..)

نماز مسافر: در مورد نماز مسافر نیز سومین حاکم در شش سال دوم حکومت خود در سفر حج نماز را تمام خواند در حالی که در عصر پیامبر ص و دو حاکم قبل او و شش سال اول حکومت اش در سفر بیش از چهار فرسخ، همه نماز را شکسته می خواندند.

آنچه مهم است پیروی از پیامبر خداست قران پی در پی می فرماید از خدا و رسول او پیروی نمایید .در سوره حشر آیه 7 می فرماید: ... آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگیرید (و اجرا کنید)، و از آنچه نهى کرده خوددارى نمایید و از (مخالفت) خدا بپرهیزید که خداوند کیفرش شدید است!

اذان: اذان را نیز جبرئیل به پیامبر خدا آموخت و رسول خدا ص بلال را رسما موذن قرار داد. تا پیامبر خدا زنده بود و در زمان اولین حاکم پس از پیامبر ص حی علی خیر العمل در اذان گفته می شد. حاکم دوم پس از چندی که از حکومت اش گذشت دستور داد این بند از اذان حذف شود زیرا زمان جنگ است و این بند باعث می شود مردم به نماز رو آورند نه جهاد ؛ در حالی که قران زیاد سفارش نماز نموده و پیامبر خدا نیز نماز( نه جهاد) را ستون دین دانست! قبل از حاکم دوم در زمان پیامبر و زمامدار اول نیز جهاد بود ولی این بند اذان گفته می شد و الان که جنگ نیست باید آن را در اذان بگویند ولی چنین نشد و هرگز نگفتند!حاکم دوم به اذان صبح «الصلاة خیر من النوم» را افزود یعنی نماز بهتر از خواب است! (برای آگاهی تفصیلی به کتاب «الاذان بین الاصاله و التحریف» نوشته علی شهرستانی به عربی در چهار صد صفحه مراجعه کنید)

بستن دستها : بستن دستها هنگام نماز را نیز عمر به نماز اضافه نمود در حالی که قبل از او چنین نبود عمر در سال چهاردهم هجری نماز تراویح را بر قرار کرد این نماز از نماز مستحبی ماه رمضان است و به فرموده پیامبر خدا نباید به جماعت خوانده شود ولی او گفت به جماعت بخوانند ( تفصیل مطلب را ببینید در«صلاه التراویح » محمد امین الامینی،به عربی در 130 صفحه ) او دستور داد در شهر ها کسی را برای این کار امام قرار دهند وقتی حضرت علی حکومت را بدست گرفت در ماه رمضان در کوفه امام حسن را فرستاد که به مردم ابلاغ کند به جماعت خواندن نماز مستحبی بدعت است ولی آنها صدای خود را به «وا اسلاما واسنتا عمراه» بلند کردند یعنی اسلام از دست رفت . علی نمی گذارد به سنت عمر عمل نماییم! ( در منایع شیعه : وسائل الشیعه، ج8، حدیث 10063 و10065 و 10066  منابع سنی: تاریخ طبری ج3ص277 و ابن کثیردر البدایه والنهایه ج 7 ص150 و سیوطی در تاریخ الخلفا ج1ص 131 وص23 و.. )

سجده بر مهر: سجده بر مهر نیز بر اساس سنت رسول خداست در عصر پیامبر مساجد سقف نداشت و کف آنها پوشیده از خاک بود و فرشی نداشت. هنگام نماز مردم پیشانی را بر خاک کف مسجد می گذاردند. در فصل گرما هنگام نماز ظهر و عصر زمین داغ بود و پیشانی ها می سوخت کسانی عمامه خود را جلوتر می آوردند و روی پیچ عمامه سجده می کردند ولی پیامبر خدا آنها را نهی می کرد و می فرمود سجده باید بر زمین.( خاک و سنگ) باشد. بعضی بر گوشه لباس خود سجده می کردند پیامبر خدا می فرمود سجده بر پارچه باطل است بر زمین سجده کنید به همین جهت بعضی سنگی از کف مسجد را وارونه می کردند و بر سمتی که آفتاب نخورده سجده می نمودند و یا ریگی را  با این دست به آن دست کردن خنک می کردند و بر آن سجده می نمودند ولی بر پارچه سجده نمی کردند. سجده بر خاک افضل از سجده بر سنگ بود هنگامی که وضع مسلمین خوب شد و مساجد فرش شد پیروان زمامداران بی توجه بر فرش ها سجده کردند و شیعیان به پیروی از پیامبر خدا، با خاک مهر ساخته، روی فرش گذاشتند وبر آن سجده نمودند. با شهادت امام حسین ع، خاک قبر امام حسین را برای سجده برداشتند، گِل نمودند و به صورت مُهر در آورده بر آن سجده کردند تا سجده بر بهترین خاک ها باشد. دلایل لزوم سجده بر زمین در منابع غیر شیعه فراوان است. بگونه ای که پیشوای شافعیان (در کتاب «الاُمّ» بحث سجده) سجده بر فرش و غیر زمین را باطل می داند اما متأسفانه شافعیان در کردستان بر فرش سجده می کنند! برای تفصیل این بحث به کتاب « السجود علی الارض» یا ترجمه آن «آغاز و انجام سجده» نوشته علی احمدی میانجی، مراجعه کنید که قریب 180 حدیث از منابع شیعه و غیر شیعه آورده است. همچنین کتاب «مهرنماز اختراع شیعه یا انکار اهل سنت» مراجعه کنید.

وقت نماز ها: یکی از موارد اختلاف، وقت نماز است شیعیان اکثر اوقات، نماز های پنج گانه را در سه وقت انجام می دهند و غیر شیعه در پنج وقت. نمازهای یومیه وقت مشترک دارند و وقت مخصوص و وقت فضیلت، وقت مخصوص نماز ظهرو مغرب اول ظهر ومغرب است به اندازه خواندن نماز ظهر یا مغرب و وقت مخصوص نماز عصر و عشاء به اندازه خواندن نماز عصر و یا عشاء به آخر وقت باقی مانده باشد، در وقت مخصوص، باید فقط همان نماز خوانده شود اگر از روی فراموشی نماز دیگر بخواند، باطل است. فاصله بین وقت مخصوص ظهر و عصر ومغرب و عشاء وقت مشترک است، اما وقت فضیلت وقتی است که بهتر است نماز در آن وقت انجام شود و هر نمازی وقت فضیلتی دارد، وقت فضیلت نماز ظهراز اول ظهر است تا زمانی که سایه شاخص به اندازه شاخص شود و از همین زمان است که (پایان وقت فضیلت ظهر) وقت فضیلت عصر شروع و هنگامی که سایه شاخص دو برابر شد پایان وقت فضیلت عصراست.  وقت فضیلت نماز مغرب از اول مغرب است تا هنگامی که قرمزی هوا از بالای سر تا مغرب از بین برود و با از بین رفتن این قرمزی وقت فضیلت عشاء شروع می شود (این وقت بین بیست تا سی دقیقه بیشترنیست) تا یک سوم شب، وقت فضیلت نماز صبح از اذان صبح است تا زمانی که هوا روشن نشده است. متأسفانه بعضی از غیر شیعه این تقسیم بندی را توجه نکرده اند لذا وقت مشترک را نادیده و مواردی آخر وقت فضیلت را آخر وقت نماز می دانند در حالی که چنین نیست. پیامبر خدا هنگام سفر یا موارد بارانی، نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا را پی در پی می خواند و بعض موارد در مدینه بدون باران و جهت دیگر نماز ها را پشت سر هم می خواند و اکثر موارد جدا می خواند از ابن عباس پرسیدند چرا پیامبر بدون عذر دو نماز را پی در پی می خواند گفت: برای این که امت اش در سختی نیافتند و امامان معصوم نیز پی در پی خواندن نماز را بی اشکال دانسته اند. و مراجع شیعه هم به پیروی از پیامبر خدا و ائمه، پنج وقت خواندن نمازها را مستحب می دانند نه واجب.

آری از وقتی که با مطالعه و زحمت زیاد در منابع به این حقایق رسیدم به شیعه بودن خود افتخار می کنم و بر امامان معصوم که مردم را به راه خدا و رسول هدایت نمودند درود می فرستم و برای گذشتگان و علمای شیعه طلب مغفرت می کنم. شما نیز می توانید با مطالعه بعض کتابهای معرفی شده به یقین برسید و مُبلّغ دین باشید.

طباطبایی فر