چند کلمه در مورد عزا داری
73 بازدید
تاریخ ارائه : 1/13/2014 4:38:00 PM
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

دوستی گفت شخصی به من اعتراض نمود که شما چرا عزا داری می کنید عزا داری نمودن حرام است و ضمنا این کار خود زنی است چرا چنین می کنید؟

 الف : پاسخ قسمت دوم سوال

1-      عزا داری و سینه زنی خود زنی نیست چون هیچ شیعه ای به قصد زدن خود چنین نمی کند خود زنی مثل این است که فردی از دیگری عصبانی می شود شروع می کند بر صورت یا پا یا قسمت دیگری از بدن خود زدن ، واضح است که سینه زنی چنین نیست.سینه زنی چیزی شبیه به دست زدن در مجالس جشن، یا شبیه رژه رفتن نیروهای نظامی است که همه جای دنیا ارتش ها انجام می دهند و پاهای خود را هماهنگ بر زمین می کوبند سینه زنی هم یک شیوه عزا داری با حرکات هماهنگ است.

2-      فرض که خود زنی باشد در این صورت هر نوع خود زنی حرام نیست فقط دو گونه خود زنی حرام است الف: کسی در مرگ عزیزی جزع نماید و خود را بزند به گونه ای که اعتراض به خواست خدا باشد که چرا پدر یا برادر یا فرزند من مرده است، چنین عملی انکار عدالت خداوند و کفر است.

ب: مورد دوم از خود زنی ممنوع این است که شخص بر بدن خود بگونه ای ضربه بزند که بدن قرمز یا کبود شده ویا مجروح شود این زدن کفر نیست اما انسان اجازه ندارد بر بدن خود صدمه وارد نماید لذا اکثرمراجع شیعه گفته اند در عزا داری ها سینه زنی نباید بگونه ای شدید باشد که بدن قرمز یا سیاه شود.

البته بعضی توجه نکرده و بگونه ای با شدت سینه می زنند که سینه قرمز یا کبود می شود تعداد این گونه افراد شاید در کل جوانان کشور، به پنج درصد نرسد و کار آنها مثل کار آن افرادی از غیر شیعه است که نماز نمی خوانند یا روزه نمی گیرند و یا حرامی مرتکب می شوند با عمل آنان نمی توان همه اهل یک مذهب را متهم نمود.

پاسخ قسمت اول اعتراض

گفته شده است عزا داری حرام و بدعت است حلال و حرام و بدعت و غیر بدعت از قران و گفتار و رفتار رسول خدا شناخته می شود پیامبر معصوم است هر عملی را که قران یا پیامبر خدا منع نموده باشد حرام است و هر عملی که حضرت خود سخن از جایز بودنش گفته باشد و یا انجام داده باشد جایز است و اگر انجام کاری را سفارش نموده باشد آن کار پسندیده، ارزشمند و دارای پاداش است نه بدعت و حرام.  

حال باید دید چه چیزی از عزاداری حرام است در عزا داری ها فضائل امام حسین ع و یارانش و شجاعت آنها و رنج و مصیبت هایشان در قالب سخنرانی و یا شعر و نوحه بیان می شود آیا مدح و ستایش از امام حسین و یارانش که در راه امر به معروف و برای حفظ دین خدا تلاش نمودند و شهید شدند اشکال شرعی دارد؟  پیامبر خدا ص در ستایش امام حسین و برادرش ع فرموده است حسن و حسین ع دو سرور جوانان اهل بهشت هستند و فرموده است دو ریحانه من هستند و ستایش های دیگر. امام حسن و امام حسین علیهما السلام اهل بیت پیامبر هستند که در حدیث ثقلین حضرت سفارش آنها را به امت اسلام نموده است و خداوند در آیه مودت دوستی آنها را لازم نموده است و شهدای کربلا کسانی هستند که تا پای جان از امام دفاع نمودند و دوستی خود را اثبات نمودند پس مدح شهدای کربلا نیز نمی تواند اشکال داشته باشد.

ممکن است کسی بگوید گریه کردن بر امام و شهدای کربلا اشکال دارد

می گوییم این نیز بی اشکال است و حرام نیست زیرا شخص رسول خدا ص بر میت های مختلف گریه نمودند و برای آنها عزا داری کردند و اجازه گریه بر میت دادند و کسانی که از گریه نمودن بر میت جلو گیری می کردند را نهی کردند برای اثبات این مطلب به منابع حدیثی و تاریخی و سیره اهل سنت مراجعه کنید حق روشن می شود در این مورد     

جریان جنگ احد و شهادت حمزه : در جنگ احد مسلمین شکست خوردند و عده ای در آن جنگ کشته شدند حمزه عموی پیامبر ص که از والاترین شهدا بود نیز توسط غلام هند (مادر معاویه) به شهادت رسید. به دستور هند گوش و بینی حمزه را بریده و بدن حمزه را شکافتند تا هند جگر عموی پیامبر را بخورد به همین جهت هند جگر خوار لقب گرفت لذا بدن حمزه مُثلِه (بریدن اعضای بدن پس از مرگ) شده بود.

هنگامی که پیامبر خدا ص کنار بدن عمویش حمزه آمد مرثیه خواند وشدیدا گریه نمود. ابن مسعود می گوید هیچگاه چنین گریه از حضرت ندیده بودیم ( سیره حلبیه ج2 حوادث جنگ احد،مستدرک علی الصحیحین کتاب الجنائز) خبر به صفیه خواهر حمزه رسید آمد در احد بدن برادرش را دید گریه نمود مورخان سنی گفته اند صفیه گریه می کرد پیامبر هم گریه می کرد صفیه که بلند گریه می کرد پیامبر هم بلند گریه می کرد و دختر پیامبر فاطمه که گریه می کرد حضرت هم گریه می کرد. (مغازی واقدی ،ج1 ص315 و ابن عبد البر در الاستیعاب و ابن اثیر در اسد الغابه شرح زندگی حمزه). هنگامی که پیامبر خدا از احد وارد مدینه شدند دیدند زنان انصار در خانه هایشان بر شهیدان خود گریه می کنند و صدایشان بلند است ولی با این که حمزه برترین شهدای احد بود از خانه او صدای عزا داری نمی آید پیامبر خدا فرمود « لکن حمزه لا بواکی له» اما حمزه گریه کن ( عزا دار ) ندارد خبر به بزرگان و زنان انصار رسید عزا برای شهید خود را رها نموده به خانه حمزه رفتند اول برای او گریه کردند و مرثیه خواندند بعد برای شهدای خود عزا گرفتند و این کار در مدینه رسم شد. هر کسی در مدینه می مرد زنان مدینه اول به خانه حمزه رفته بر حمزه گریه می کردند سپس برای میت خود عزا می گرفتند.( تاریخ طبری، حوادث سال سوم هجری غزوه احد، و الاستیعاب همان، قرطبی ج1 ص426 و مسند احمد)

 جریان گریه پیامبر خدا ص بر سر قبر مادرشان: رسول خدا ص شش سال و سه ماه داشت که  آمنه مادرش در سن سی سالگی بین مکه و مدینه در محلی به نام ابواء فوت کرد پس از هجرت و گذشت بیش از چهل سال حضرت قبر مادرش را زیارت نمود مسلم گفته : «زَارَالنَّبِيُّ قَبْرَ أُمِّهِ، فَبَكى‏ وَأَبْكَى‏ مَنْ حَوْلَهُ ... پیامبر قبر مادرش را زیارت کرد و گریه کرد و کسانی که پیرامون پیامبر بودند را گریانید (صحيح مسلم: 3/ 65، باب استئذان النبي- صلَّى اللَّه عليه وآله وسلَّم- ربّه عزّوجلّ في زيارة قبر أُمّه؛ سنن ابن ماجة: 1/ 114 و مسند احمد و سنن نسایی کتاب جنایز، باب زیارت قبر مشرک و نووی در شرح صحیح مسلم) این حدیث نشان می دهد حضرت سخنانی گفته و مرثیه خوانده که همراهان به گریه افتاده اند

1-      گریه حضرت در مرگ فرزندش ابراهیم پیامبر خدا از ماریه پسری داشت که با امام حسین هم سال بود در کودکی فوت کرد ( صحیح بخاری ، کتاب جنایز باب 817 و باب 828 و صحیح مسلم کتاب فضائل باب الرحمه بالصبیان و جامع الاصول ،ابن اثیر ج11 رقم 8577 و...)

2-      گریه و عزاداری صحابه پس از رحلت پیامبر صحابه در فقدان او گریه کردند و عزا گرفتند( اسد الغابه ترجمه ابو ذوئب الهذلی و بخاری باب مرض النبی،و نسایی باب بکاء بر میت و...)  و همسران حضرت و دخترش زهرا س در مرگ پیامبر ص عزا داری نمودند ( مستدرک علی الصحیحین، کتاب جنایز)  و حتی گریه ابوبکر و عمر در رحلت حضرت ( صحیح مسلم کتاب فضائل صحابه فضائل ام ایمن،  ابو بکر بیهقی در دلائل النبوه ج7 باب ما جاء فی عظم المصیبه بوفاه رسول الله، و...) بعد از رحلت پیامبر نیز شیوه صحابه و تابعین چنین بود و کسی منع نمی کرد بعد از شهادت امام حسن ع وهمچنین امام حسین ع نیز مدینه یک پارچه عزا داری شدامام زین العابدین ع و زینب و ام کلثوم دختر علی و ام البنین مادر عباس و غیره می گفتند و مردم گریه می کردند تمام صحابه و تابعین عزادار امام حسین شدند. جابر بن عبدالله انصاری که از بزرگان صحابه و مردی دین شناس بود اولین کسی است که در بیستم ماه صفر خود را به کربلا کنار قبر امام حسین رسانید و برای امام حسین عزا داری نمود این مطالب از مسلمات تاریخ است 

3-       گریه پیامبر در جریان شهادت جعفر بن ابی طالب در جنگ موته جعفر بن ابی طالب معروف به جعفر طیار و عبدالله بن رواحه و زید بن حارثه شهید شدند پیامبر گریه کرد و عزا گرفت ( مغازی واقدی، جریان جنگ موته و طبقات ابن سعد باب تسمیه النساء المسلمات المبایعات)

4-      در مواردی بعض اصحاب مانع عزا داری می شدند پیامبر خدا آنها را منع می نمود. مثلا در مورد مرگ فردی از آل رسول که زنان گریه می کردند و عمر نهی می کرد و پیامبر عمر را نهی نمود فرمود: دعهن یا عمر فان العین دامعه و القلب مصاب و العهد جدید .«یعنی ای عمر بگذار تا گریه کنند چشم اشک می ریزد و دل می سوزد چون مصیبت دیده است و این مصیبت تازه است.» (عمده القاری ج2 ص87 و سنن نسایی ج 4 ص19 باب الرخصه فی البکاء علی المیت ) و در مورد زنی که روی قبری گریه می کرد عمر او را نهی و پیامبر فرمود: رهایش کن ...( به کنز العمال ج 15 ص728 حدیث 42899 و سنن ابن ماجه ج1 ص 481 ) و موارد فراوان دیگر.

گریه پیامبر خدا بر امام حسین علیه السلام : در منابع حدیث و تاریخ سنی گزارشهایی وارد شده است هنگامی که جبرئیل خبر شهادت امام حسین ع را به پیامبر داد حضرت برای مظلومیت امام حسین ع مکررعزا داری و گریه نمود ( مقتل خوارزمی، فصل ششم و ذخایر العقبی در میلاد امام حسن و حسین ع و مستدرک علی الصحیحین ج3 معرفه صحابه وکنز العمال حدیث 34300 و مجمع الزوائد، و...)

  بنا بر این نه تنها از پیامبر خدا عزا داری و گریه بر میت را منع ننموده است بلکه خود نیز بر میت گریه نموده است و جلو منع کنندگان را گرفته است

امام حسین علیه السلام نیازی به عزا داری ما ندارد و عزا و گریه ما او را زنده نمی کند اما عزا داری و بیان ظلمی که بر او شد و بیان از جان گذشتگی او و یاران او درعزا دار توجه به دین (که هدف امام بود) و روحیه ظلم ستیزی و عدالت خواهی را زنده می کند که جامعه اسلامی امروز شدیدا به آن محتاج است و استکبار جهانی به شدت از آن هراسان .

  سخن از ممنوعیت عزا داری را چه کسانی بین مسلمین مطرح نمودند؟

پاسخ: بنی امیه ،که دشمنان پیامبر ص بودند و دستور قتل امام حسین را دادند و قاتلان امام حسین علیه السلام عاشورا جشن می گرفتند و جلو عزاداری برای امام را می گرفتند تا سبب رسوایی آنها نشود. ما می دانیم که اعتراض کننده دوست ندارد تفکر قاتلان امام حسین ع را ترویج نماید بلکه از کم توجهی این سخن را گفته است